کاش

کاش همسفرِ راهم بودی
وقتِ خستگی پناهم بودی

کاش آخر این راهِ دراز
ساحلِ امنِ قرارم بودی

کاش چو امواج زلالِ دریا
آرامش روح و روانم بودی

کاش در زمزمه مبهم باد
تو نوای خوش سازم بودی

در گذار از گذر خاطره ها
مثلِ سایه کنارم بودی

کاش بعد از آن همه آزردگی
مرهمِ زخمِ فِراقَم بودی

کاش در فصلِ خزانِ دلِ من
غنچه‌وار، عطرِ بهارم بودی

کاش در غربتِ این خانهٔ سرد
گرمیِ نورِ چراغم بودی

امشبی را که دلم تنگ تو است
لحظه ای نیز، به یادم بودی